بدون عنوان
عزیزترینم نمیدانم در زندگی بهترین چگونه معنا می شود من همان بهترین را برایت آرزو میکنم ...
نویسنده :
مامان امیررضا
20:51
بدون عنوان
پسرم زندگی کن ولبخند بزن به خاطر آنهایی که از نفست آرام میگیرند و به امیدت زنده هستند و به یادت خاطره می سازند ...
نویسنده :
مامان امیررضا
20:48
بدون عنوان
تمام ناتمام من با تو تمام میشود عزیزم تواین عکست با کمک خاله سیمین نشستی منم از این لحظه به یاد موندنی عکس گرفتم. همیشه زنده و پاینده باشی پسرم. اینم یه عکس دیگه اینجا خیلی بامزه شدی عزیزم ...
نویسنده :
مامان امیررضا
14:06
بدون عنوان
عزیزترینم روزت ماهت سالت و تمام لحظه های عمرت پر از لبخند خداوند ...
نویسنده :
مامان امیررضا
13:51
لباس صورتی
هدیه دایی محمد جواد از مشهد این لباس صورتی بود. ممنون دایی جون ولی مگه من دخمرم دایی ...
نویسنده :
مامان امیررضا
13:36
غلتیدن امیر آقا
مبارک مبارک مبارک عشق مامان اولین مهارت حرکتی تو بدست آووردی. عزیزم شما تقریبا وسط ماه پنجم غلت زدی روی شکمت. دست کوچولوت میره زیر بدنت نمیتونی بیاریش بیرون مامانی کمکت میکنه میاریش بیرون. عزیزکم دوست داری حرکت کنی اما نمیتونی عصبانی میشی گریه میکنی . صبور باش عزیز دلم ...
نویسنده :
مامان امیررضا
13:30
بدون عنوان
من با پسرم رفتیم خونه خاله اکرم دوست مامان مهمونی . خاله اکرم یه پسر داره دو ماه از شما بزرگتره به نام احمد رضا . وقتی دیدیش شرو ع کردی باهاش به حرف زدن اووووو آآآآآآآآآآآآآآآآ مامانی قربون پسر شیرین زبونش بره الهی. ...
نویسنده :
مامان امیررضا
11:40
ماه پنجم
سلام دنیای مامان عزیز مامان شماه این ماه خیلی چیزا یاد گرفتی. فدات شم کلی خنده های شیرین واسه مامان و بابا میکنی. کلی حرف میزنی البته به زبون شیرین خودت. مامان کلی هیجان زده است که یه ماه فقط مونده تا غذا خوردنت. وقتی ما غذا میخوریم همش نگاه میکنی آب از دهانت راه میفته لباتم تکون میدی انگار داری غذا میخوری. قربونت برم الهی ...
نویسنده :
مامان امیررضا
11:06












